تبليغاتX
.این نوشته ها بیانگر نظرات من است.
چن وقت یک سری سوال از آقای میر حسین کردم که اگر جواب آنها را پیدا می کردم و حداقل انتظارات را برآورده می کرد حتما به ایشان می پیوستم. اما سوالات بی جواب ماند؟ شاید تعطیلات دلیل آن باشد. تا آخر تعطیلات هم صبر می کنیم. ببینیم چه می شود!

+ نوشته شده در  سه شنبه یازدهم فروردین 1388ساعت 19:45  توسط حامد  | 

"خداوند دشمنان ما را از بین نادانان قرار داد"

+ نوشته شده در  شنبه هشتم فروردین 1388ساعت 10:40  توسط حامد 

مهندس میرحسین موسوی در سال 1320 و در یکی از شهرستانهای اردبیل به دنیا آمد. او در رشته کارشناسی ارشد معماری و شهرسازی از دانشگاه شهید بهشتی فارغ التحصیل شد. هم نسلان من آشنایی زیادی با او ندارند و  اگر هم داشته باشند او را رئیس فرهنگستان هنر می دانند. اگر هم این آشنایی با خاطرات پدران و یا نوشته نویسندگان همراه باشد او را نخست وزیر جنگ- آخرین نخست وزیر ایران- مدیر موفق بحران- گپن!!!- 20 سال سکوت- مرد اختلاف- سوسیالیست اقتصادی و .... شاید بشناسند.

اما مخندس 1388 با رئیس دولت 1368 چه تفاوتی دارد؟ آیا اصلا تفاوت دارد؟ در این 20 سال بر او و تفکر او چه گذشته است؟ این سوال به جوابی است که تا این لحظه هنوز بی جواب باقی مانده است. و این مهمترین و سرنوشت ساز ترین سوال انتخابات آتی می باشد. باید قبول کنیم در بین هم نسلان من آقای مهندس محبوبیت سید خندان را ندارد و نخواهد داشت و مهمترین رای هم رای هم نسلان من است. پس خرد گرایی حکم می کند که با عقل طرف شد. دو باره نمی خواهیم صحیح و خطا کنیم. دیگر شور جوانی ما کم کم به خرد 30 سالگی رسیده و تا عقل نگوید دل نیز فرمان نمی برد. ما نه آینده داریم و نه به گذشته اعتماد می کنیم. حال فرصتی است که تکرار نمی شود و این حال را نمی خواهیم دوباره و چند باره خراب کنیم.

پس آقای مهندس!!! برای ما که قرار است حامی شما باشیم این سوال را شفاف و رک پاسخ دهید!!!


با تشکر

+ نوشته شده در  چهارشنبه پنجم فروردین 1388ساعت 21:28  توسط حامد  | 

پس از کاندیناوری مهندس موسوی همگان منتظر بودند تا سید محمد خاتمی از این رقابت کناره گیری کنند. با توجه به سابقه ایشان این امر دور از ذهن نبود تا اینکه در هفته پایانی سال 87 ایشان بر اساس تغکر و رفتار خردگرایانه و اخلاقی خود کنلر کشیدن تا محبوبیت ایشان در بین دوستان (ما) دو چندان شود و بدخواهان را ساکت نماید.

حال مهندس موسوی شاید پیروز این انتخابات باشد. آقای مهندس موسوی کارنامه درخشانی در دوره جنگ از خود به جای گذاردند.تفکرات شبه سوسیالیسی ایشان که در بین چپ های آن دوره به چشم می خورد جامعه جنگ زده ایران را مدیریت کرد.

اما ایشان اکنون چگونه فکر می کنند؟ آیا بر همان تفکر سابق خود هستد یا مانند چپ های دیگر تغییراتی در تفکر و منش ایشان بوجود آمده است؟

ترس آن می رود که ایشان نیز راه دولت کنونی را در مسائل اقتصادی بپیماید؟

+ نوشته شده در  شنبه یکم فروردین 1388ساعت 11:6  توسط حامد  | 

با نزدیک شدن به انتخابات مثل اینکه پیش کسوت ها هم کم کم هوایی حضور می شن. از تحرکات اخیر آقای موسوی به نظر میاد ایشان هم دوست دارن دوباره بر اریکه قدرت بنیشینند. اما با حضور ایشان آیا اوضاع بهتر می شود. ایشان همان تفکرات رئیس جمهور حال حاضر را ندارند؟ ایشان به درد همان دهه 60 بیشتر نمی خورن ؟

+ نوشته شده در  چهارشنبه هفتم اسفند 1387ساعت 19:2  توسط حامد  | 

میگویند قرار است که آقای خاتمی به حمایت از شیخ کروبی کنار بکشد. این در حالی است که رئیس و نایب رئیس تیم تبلیغاتی آقای خاتمی معرفی شده اند و در چند روز آینده هم سفرهای ایشان آغاز می شود. این در حالی است که به نظر می رسد که اصلاح طلبان بر روی آقای خاتمی اجماع خواهند کرد و اگر بخواهند که به پیروزی قاطعی برسند باید از این حرف ها و کارها دست بردارند. اما احتمال کنار کشیدن ایشان و حضور آقای موسوی هم هنوز منتفی نیست که از نظر من نسل سومی با همه تفاوتهایی که آقای موسوی با رئیس جمهور فعلی دارند اما بسیار شبیه هم هستند که من به عنوان عضو این گروه ترجیح نمیدم که به ایشان رای دهم. ایشان برای همان دوره خوب بود نه الآن.

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و نهم بهمن 1387ساعت 19:42  توسط حامد  | 

با سلام و علیک

تو این مدت که نبودم جاتون خالی داشتم زیر پرچم به وظیفه ملی و میهنی و شرعیم عمل می کردم.

خوب که نبود ولی خیلی بدم نگذشت. همین که آموزشی تموم شد و گذشت جای شکرش هست. الان هم افتادم تهران.

آموزشی جاتون خالی جوادنیای قزوین بودم. نترسین!!!! 30 تا به قزوین مونده بود.

راستی تو این مدت که نبودم چه خبر؟ ما که از همج جا بی خبر بودیم. از سوگند خوردن باراک اوباما تا جنگ حماس و اسرائیل. اما مهمترینش اعلام حضور آ سید محمد خاتمی در انتخابات بود که چه جدی باشه و چه شوخی مهمترین خبر این دو ماهه بود.

باز هم می بینمتون!!!!!

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و هشتم بهمن 1387ساعت 20:24  توسط حامد  | 

" الله لا یغییر ما بقوم حتی یغیر ما بانفسهم"

در این چند سالی که به طور جدی به سیاست توجه پیدا کردم علاوه بر مشکلات و کاستی هایی که به طور واضح و مشهود مشخص است نکته و موضوعی بسیار برایم ابهام آور و سوال بر انگیز است.

در کتابهای دوران مدرسه در درئس دینی و قرآن به ما گفته بودند که دروغگو دشمن خداست و به خودم می گفتم یعنی مثل صدام و آمریکاست چون اونا دشمن ما هستن پس دروغگو هم مثل اوناست. هر سال بر این نکته بیشتر توجه می کردم این باور در من قوی می شد که دروغگو علاوه بر دشمنی با خدا، دشمن مردم و دشمن خود نیز هست. و لازم است از سیستمی که این باور را در من  رشد داد تشکر و قدر دانی کنم. اما کم کم که وارد دوران دبیرستان و بعد دانشگاه و کار شدم با چیز دیگه ای مواجه شدم. هر چه درجه شغلی افراد بالاتر می رفت و نشانه های دینداری آنان بیشتر و نمایان تر می شد، دروغگویی با وضوح بیشتری به چشم می خورد. از قول و قرارهای رئسای دانشگاه و دانشکده ها به دانشجویان و عمل نکردن به آنان بسیار به چشم می خورد. در محیط کار نیز با انواع و اقسام فریب ها و نیرنگ ها برای پیش برد اهداف کاری خود استفاده می کردند. این وضع نیز در جامعه نیز به شدت به چشم می خورد. آیا دروغگویی کار خوبی است؟ تمام آنچه به ما گفته بودند اشتباه است؟ که بعید بنظر می رسد. پس کی باید آن را اصلاح کنیم؟ آیا جز این نیست که تا جامعه اصلاح نشود حکومت نیز اصلاح نمی شود و بالعکس. آیا رفتار حکام ما نتیجه بالعرض آن نیست؟

+ نوشته شده در  چهارشنبه پانزدهم آبان 1387ساعت 19:59  توسط حامد  | 

بعد از ماراتون طولانی هزینه بر و جذاب انتخابات امریکا بالاخره این رقابت به پایان رسید و نماینده دموکرات دو رگه. باراک اوباما به کاخ سفید راه یافت.
+ نوشته شده در  چهارشنبه پانزدهم آبان 1387ساعت 9:0  توسط حامد 

دکتر علی کردان از مقام وزارت کشور به بیرون هدایت شد.

+ نوشته شده در  سه شنبه چهاردهم آبان 1387ساعت 13:4  توسط حامد  |